شنبه سی ام شهریور 1387
گنج تو.......
اين ها گنج تو اند:
-براي اينكه شاد باشي بايد شادي افرين باشي(رابينز)
-شادي خود را به هيچ چيز و هيچ كس وابسته نكن تا هميشه از ان برخوردار باشي (رابينز)
0-تبسم خرجي ندارد ولي سود بسيار دارد (ديل كارنگي)
-يا درست حرف بزن يا عاقلانه سكوت كن (ژرژ هربرت)
-مهم نيست از كجا امده ايد مهم اين است به كجا مي رويد (برايان تريسي)
-هر كاري در زندگي مي كنيد يا براي به دست اوردن عشق است يا براي جبران نبود عشق (برايان تريسي)
-واسه ما دنيا يي ها ارزويي اگر نيست تلاشي كه هست (مجله ي موفقيت)
........و جالب اينه كه تا پاي حرف و مطلبي اسم چند تا فيلسوف و روانشناس نامي مياد گوش هامون تيز تيز ميشه و تمام سعي مون رو مي كنيم تا حرفاشون سر مشق ما بشه...اين خيلي خوبه اما خيلي بد مي دوني چيه؟؟اينه كه ما مسلمون ها سر مشق هايي رو داريم كه سال ها قبل قبل به اين حرفا رسيدن و ما متاسفانه هيچ تلاشي در كشف و تحقيق اين جواهرها نمي كنيم...امام علي (ع) سال ها پيش فرمودند:بخند تا دنيا هم به تو بخنده...در تعاليم و احاديث ما اومده كه براي راحت زندگي كرئن به دنيا و ادم هاش دل نبند...حضرت امير بارها فرمودند كه يكي از نشانه هاي انسان عاقل كم حرفي و درست گوييه...همه از خداييم و به سوي او باز ميگرديم هم جمله بسيار اشناييه براتون!...حالا خودت قضاوت و مقايسه كن...
جمعه بیست و نهم شهریور 1387
امشب شب من و توست....
سلام بر خدا...
سلام بر ارواح مبارك...
سلام بر ملائك و فرشتگان زيبا...
سلام بر تو بنده ي بي نظير خدا...
دلم مثل هر سال داره تالاب و تلوب ميكنه.مگه ميشه شب هاي قدر در راه باشه و بي قرار نباشم؟!ميدوني دارم به چي فكر مي كنم؟!به اينكه مگه توو اين دنياي بزرگ با اين همه ادم چند نفر مسلمونن و از اين مسلمون ها چند نفر معتقدن و ازاين معتقدها چند نفر سعادت دارن كه اين شب هاي عزيز رو زنده نگه دارن؟؟؟؟؟؟؟؟حساب كه مي كنم ميبينم اين دردونه ها خيلي كمن...دلم ميگيره...كاش همه ي مردم دنيا از زيبايي و بزرگي اين شب خبر داشتن..حالا كه قراره امشب درهاي رحمت بدون منت باز بشه و فرشته ها تا سحر سلام و صلوات به انسان بفرستن چرا تعداد ما ادم ها بيشتر نباشه؟؟چرا ادم هاي بيشتري توبه نكنن؟چرا ادم هاي بيشتري بخشيده نشن.خدا ميگه:مرا بخوانيد تا اجابتتان كنم...چرا امشب دست هاي بيشتري بالا نره و ادم هاي بيشتري پاك پاك نشن؟؟؟حيفه كه امشب توي اين فرشته بارون بي نظير ادم هاي زيادي چتر بي اعتقادي و گمراهي رو بالاي سرشون گرفتن و از اين همه سعادت بي نصيب باشن...البته رحمت خداي ما اونقدر هست كه حتي اگه قبولش نداشته باشن از رحمانيتش هميشه ميبخشه و مراقب همه هست اما خوب!من دلم ميخواد همه ي ادم ها شامل رحيم بودن خدا بشن.شايد بدونين يا ندونين اما بد نيست اين رو به شما هم بگم:ما هميشه ميگيم به نام خداي رحمان ورحيم...اين دو تا با هم فرق دارن...رحمانيت خدا شامل تمام مخلوقات و موجودات ميشه و در واقع عموميت داره اما رحيم بودن خداي زيبا فقط مخصوص خواص و مقربان درگاه حضرت حقه...چه خوبه ما كه مثلا اقليت كساني هستيم كه به اين شب مبارك اعتقاد داريم با نزديك كردن بيشتر خودمون به خداي رحمان ورحيم از الطاف بي نظير خدا بعره مند بشيم.اگه مطالب قبلي رو خونده باشي ميفهمي كه خوب بودن هم خيلي سخت نيست . خداي مهربون ما اين همه داره برامون دعوت نامه مي فرسته داره بهمون سلام مي كنه نعمت مي ده نازمون و ميكشه اين همه گناه ميكنيم ميگه صد گناه و يه توبه....صد بار توبه ميشكنيم ميگه گر صد بار توبه شكستي باز آ...بابا بياين يه بار ما هم دعوتش رو اجابت كنيم.به خدا ضرر كه نداره هيچ كلي هم منفعت و سود داره..ان شا الله كه امشب براي همه ي ما شب اشتي جون جوني با خداي بزرگه..........من رو هم دعا كنيد
پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387
بخوان!
(اين پند الهي بشنو)و به هر چيزي كه خدا به تو عطا كرده از قواي ظاهره و باطنه و مال و ساير نعمتهاي دنيا بكوش تا ثواب و سعادت دار اخرت تحصيل كني و(ليكن)بهره ات را هم از(لذات و نعم حلال)دنيا فراموش مكن و تا تواني به خلق نيكي كن چنان كه خدا به تو نيكوئي و احسان كرده و هرگز در روي زمين فتنه و فساد برمينگيز كه خدا ابدا مفسدان را دوست ندارد...
-قصص.77-
پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387
حرف خیلی خیلی مهم...
سلام!
امروز بي نظيرت بخير...
امروز بهترين ها براي تو رقم خواهد خورد چون صاحب بهترين خداي دنيايي...
يه سوال؟...تا حالا به اين فكر كردي در طي روز چند تا نفس ميكشي؟!...به طور ميانگين ميشه 8640تا!..حالا فكر كن 10 تا رو ازت بگيرن وبشه8630تا!...
نتيجه واضحه:تو ميميري.......حتي 1 ثانيه هم كافيه كه ديگه توو اين دنيا نباشي چه برسه به...!تلخ ترين قسمت قصه اينه كه نمي دوني كي قراره بميري پس چرا همينجور نشستي؟!پاشو.بلند شو برو...ادمهاي زيادي هستن كه ازت دلخورن و تو دلشون و شكستي..اون ها بي صبرانه منتظرن تا بري پيششون مثل تو!كه بي صبرانه منتظري اونهايي بيان كه دلت رو شكستن...به خدا دنيا ارزش اين همه اين دست و اون دست كردن نداره...خدا اين دنيا رو خلق كرد و ما رو انداخت توش كه به هم عشق بورزيم..محبت كنيم ووهمديگه رو ببخشيم تا خودمون هم بخشيده بشيم..قراره ما روي اين زمين كوچيك و تنگ يه بهشت كوچولو رو بسازيم.كار خيلي سختي هم نيست خودمون سختش كرديم..كافيه فقط خوب باشيم...از پول تو جيبمون يه كوچولو بديم به گداي سر كوچه...مهم نيست چقدر ميديم يا به كي ميديم.مهم اينه اين كارو انجام بديم هرگز براي انفاق كردن تنگ نظر نباش و نگو:كي گفت اين محتاجه؟!...توو اين دنيا چيزي كه هيمشه زياده ادم نيازمنده ويه چيزي رو هم به خاطر داشته باش:هيچ ادمي دوست نداره شخصيتش رو له كنه و جلوي دست من و شما كاسه ي گدايي بگيره.يقين داشته باش گداي سر كوچتون به شدت محتاجه..محتاج همون پول خرده هاي ته جيبت...بهشت ساختن يعني بدي نكردن ..خوبي كردن..صداقت داشتن..تا حالا به اين فكر كردي كه چرا با اين همه حرف و حديث دنيا روز به روز بهتر كه نميشه هيچ!بدتر هم ميشه؟!من بهت ميگم چرا.....چون ما هميشه مي خوايم دومين كسي باشيم كه خوب ميشيم.منتظريم يكي شروع كنه....منتظريم اول بخشيده بشيم بعدش ما ببخشيم.....تا كسي تعارف نكنه بهمون كه بريم مسجد نميريم..بايد بهمون خوبي بشه تا ما هم خوبي كنيم..خلاصه اينكه تا كسي سلام نده بهمون ما هم عليك نميگيم.در عوض ارزومونه توو قرعه كشي ها هميشه مااول بشيم حتي اگه بود و نبود اون جايزه نون سر سفره مون رو كم وزياد نميكنه..دلمون ميخواد تيم فوتبالممون به هر قيمتي كه شده اول بشه حتي اگه داور فقط به نفع ما سوت بزنه..براي پول قدرت لذت شهوت شكم داره هميشه دير ميشه اما براي بخشش صداقت كمك نيكي نماز توبه هميشه وقت هست!خودت قضاوت كن كه چقدر زشته ما ادمها-اين موجودات دوپا و متفكر!-به چه خود فريبي بزرگي جاي دو حقيقت مهم رو عوض كرديم!اگه تو دوست عزيز اولين كسي باشي كه منوبراي انجام يك كار نيك دعوت كني مطمئنا من هم دومين نفر خواهم بود و شك نكن هميشه بعد از هر دو ..سه اي هم وجود داره و بعد از هر سه چهاري هم هست.......پيروز باشي
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387
آیه های اسمانی
ايه هاي اسماني.......
حتما بخونيد!
-...پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم و سپس شكر نعمت من به جاي اريد و كفران نعمت مكنيد(بقره.152)
من در زمينه ي تفسير قران علمي ندارم و اصلا عربي نميدونم اما ميخوام همين متن
ترجمه شده رو با توجه به علم كوچيكم كمي تفسير كنم...
علم روانشناسي ثابت كرده كه تلقين نقش موثري در به كام شدن زندگي ادم ها داره
اگه بري و يه سر به كتاب فروشي ها بزني فقط با خوندن عنوان كتابها متوجه حرف
من ميشي...تمام روانشناسان عزيز در سراسر دنيا مردم رو دعوت مي كنن به تكرار
جملات اميدوار كننده..اونها ميگن اونقدر از كلمات و جملات مثبت استفاده كنيد تا اونها
كم كم براي شما دروني بشن و اونها رو باور كنيد.اين حقيقته!من بارها اين كارو انجام
دادم و البته نتيجه هم گرفتم...عكس اين قضيه هم صادقه و به اين خاطر ميگن هرگز
تلقين هاي بد رو وارد زندگيتون نكنيد...خداي زيباي ما سالها پيش در قران مبين ما
رو دعوت كرده به ذكر خودش...ذكر وجودي كه زيبايي خير خوبي عشق محبت
مهربوني و نيكي هاي مطلقه...در واقع مابا ذكر خدا از منبع واقعي مثبت گرايي ها
مدد ميخوايم و به طور كاملا ناخوداگاه اين ذكر مقدس بعد از مدتي براي ما دروني
ميشه و ما به باور ميرسيم...به باور اينكه هميشه يك راه هست و اون راه مستقيم كه
حتما به سعادت ختم ميشه صراط مستقيمه...اما چرا ما به اين باور ميرسيم؟!
ما با اعتماد به خدا و ذكر مقدسش تغييري رو در زندگيمون ميبينيم كه باور نكردنيه
رشد حس ملكوتي در وجودمون و اطمينان از اينكه هميشه يكي هست و در واقع
فقط او هست به ما ارامشي رو ميده دلچسب وزيبا...با ديدن اين تغييرات عقل مسلم
ما رو به پذيرفتن اين واقعيت ترغيب مي كنه.واقعيتي زيباو مطمئن...ما خدا رو
داريم......مهديه.ع
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387
امید.......
به خدا گفتم:ميتواني اين همه نااميدي را باور كني؟!
خدا گفت:اين همه نا اميدي؟!در برابر من؟!باور نكردنيست!...
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387
مهمانی خدا.......
مهماني خدا
رفتم كه برايت بنوسم از خوبي ومهرباني تو
فكرم به شعف درامد انگه رفتيم به ميهماني تو
گفتم كه دراين بزم دو روزه تو باني اين مجلس خوبي
راهي به طلوع ونور داري گرچه سر راه من غروبي
دارم تن و فكري متبرك وقتي كه تو در ذهن من هستي
گويم كه مرا شراب بازم هوشياري بهتريست مستي
هرچه كه ز تو دم زنم اما گويم كه تو باز ناشناسي
گويد ملكي دراين ميانه:تو رب مرا نمي شناسي؟!
جمعي ز فرشتگان ز بالا گويند به طعنه وكنايه:
ما امده ايم به تو بگوييم محكوم شدي به حبس سايه
من پر ترك و كمي شكسته با درد جنون تيرگي ها
ارام شبي كه همه خفتند مي گريم ازاين شكستگي ها
در شب كه همه تشنه ي خوابند من سيرازاين چشمه ي خوابم
در فكر چنين رنج و عذابي تا صبح سحر در التهابم
با حكم سياه و بخت زشتم در سوز شبانگاهي ديشب
ان لحظه كه بودم پي ذكري سرشار ز لفظ پاك يا رب
ناگه ز كنار و سمت و اطراف امد چه صداي دلنشيني
مي گفت كه دعوت شده اي تو درمجلس شاد شبنشيني
(در سرخي اين غروب نم دار مهمان مني بنده ي نازم
برخيز! كه پيش اين ملايك بايد به وجود تو بنازم)
من دعوت تو شدم خدايا اين عين خدايي و بزرگيست
با اينكه تو را نمي شناسم در روح ودلم جز تو كسي نيست...
مهديه.ع-86.2.10
بعد از اين شعر خدا من رو بخشيد......
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387
من ميگم خدا خيلي بزرگه چون هميشه اگه چيزي رو ازم گرفته در عوض
هديه ي بهتري رو بهم داده اما اين رو خيلي زود نفهميدم....زمان اين درس
بزرگ رو بهم داد...بهم فهموند كسي هست كه بيشتر از خودم منو دوست
داره و از من به من نزديكترو داناتره....تو هم فكر كن!خوب فكر كن.....
با خودت روراست باش تا ببيني همون چيزي كه خدا بهت نداد و تو ازش
خواستي چي بوده؟!و اگر بهت مي دادش ايا به نفعت بود؟دوباره خوب خوب
نگاه كن تا ببيني در عوض بهت چه چيز باارزشي داده...انسان از روز اول
هميشه به وجودي به اسم خدا احتياج داشته و اين نياز دراين زندگي مدرنيته
بيشتر احساس ميشه اما همه ي ما خدا رو فروختيم.به چي؟روم نميشه بگم
اما بايد گفته بشه...سكوت ديگه كافيه...ما خدا رو در بهترين حالت به هيچ
فروختيم..اين شرم اوره...از صبح كه نه!از ظهر كه بيدار ميشيم چه وقت و
زحمت وهزينه اي ميذاريم تا بلكه دهنده ي اين همه نعمت رو شاد كنيم؟!
ما با زبوني كه خدا بهمون داده دروغ ميگيم.مي تونست نده اما داد بدون
منت.زبون رو بهمون داد تا حقيقت رو بگيم...تا از زيبايي ها بگيم...از عشق
از محبت دوستي....و ما.......باهاش چي ميگيم؟!دروغ تهمت فحش كفر
با دستي كه بهمون هديه داده دزدي مي كنيم...كفر و دروغ مينويسيم..شماره ي
كسي رو ميگيريم كه....افسوس!تلخه اما حقيقته كه ما با اسباب و وسايل ونيروها نعمت هاو استعدادهايي كه خداي بي همتا بهمون بخشيده در راستاي
خواسته هاي شيطان قدم بر ميداريم وخودمون رو سپرديم به دست كسي كه
خدا ميگه دشمن اشكارتونه...شيطاني كه در مقام تكبر بدون خلق حتي يك
دانه ي گندم در مقابل خالق خودش ادعاي خدايي ميكنه و ميگه((من))چه
سودي ميتونه براي ما داشته باشه؟؟؟نگو اين ها رو نميدوني كه دروغ ميگي
اما چرا سركشي ميكنيم وگستاخ ميشيم؟؟اگه بازم خوب فكر كني و روراست باشي ميبيني تو هم در مقابل خدا ميگي((من))و همينكه برمي گردي به خدا
ميگي:چرا فلان چيز يا فلان كس رو بهم ندادي؟؟...يعني:خدايا!من حتما
بيشتر از تو ميدونستم كه طالب اون ها بودم و حالا كه تو بهم ندادي بايد محاكمه بشي و جواب پس بدي!
حقيقت اينه..و خيلي هم تلخه
دنيا جاي كوچيكيه و عمر ما از دنيا كوچيكتر....تا دير نشده فكر كن و با
قدم گذاشتن در ره حق(صراط مستقيم)دنيا و خودت رو سعادتمند كن
مهديه.ع
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387
سخن ناب ناب ناب
سخن ناب
حضرت علي مي فرمايند:خدايا تو چناني كه من دوست مي دارم
پس مرا نيز انچنان كن كه تو خود دوست مي داري........
قران بخونيد......خدا توي اين دنياي مدرن لابه لاي دود ماشين ها و برج هاي بلند گم شده.......گم نه! نه!
خداي بزرگ و هميشه حاضر ما بي رحمانه فراموش شده
خدا رو صدا بزن
خدا رو به ياد بيار
همه ي ما بهش محتاجيم
خ د ا ي ا........عاشقتم.......
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387
به خدا اعتماد کن
شايد قصه ي كوهنوردو شنيده باشي اما من دوباره بهت مي گمش:
يه روز يه كوهنوردي كه داشت به سختي و توي سرماي شديد
يه كوه بلندو بالا ميرفت پاهاش لغزيدو.....سقوط كرد!
بين زمين و اسمون بود كه يهو طناب دور كمرش به جايي گير مي كنه
و بنده خدا بين زمين و اسمون همينجور اويزون ميمونه اما...نميميره
كوهنورده خدا رو صدا ميزنه و ميگه:خدايا كمكم كن......خدا بهش ميگه:باشه ولي.ايا به من اعتماد كامل رو داري؟ كوهنورد ميگه:
اره دارم....خدا هم بهش ميگه:پس طنابتو ببر! اما كوهنورد اينكا رو نميكنه.خدا چند بار اصرار ميكنه ولي........
همون شب كوهنورد از شدت سرما يخ ميزنه و ميميره!
فرداي اون روز مردم جنازه اش رو به راحتي ميارن پايين...اخه
اون مرد فقط يه متر با زمين فاصله داشت!
حالا خود شما بگو...تا حالا چند بار مثل اين كوهنورد به خدا اعتماد نكردي و شكست خوردي؟!
مهديه.ع
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387
س ل ا م
س ل ا م !
امروز زيبا ترين روز توست چون من مي خوام راز بزرگي رو بهت بگم
راز ين زيبايي رو!پس به نام خداي زيبا بخوان:
خوب نگاه كن..به همه چيز..به همه جابه كامپيوتر روبروت هم نگاه كن
به صفحه كليدي كه نفس ميكشه!تعجب نكن!دنيا فضاي زنده و خارق العاده ايه
امام صادق(ع)سال ها پيش و علم نوين امروزه ثابت كرده كه تمام دنيا و موجودات و وسايلش داراي جنبش و حركتند.اين حركت به علت جنبش ذرات درون اونهاست....ذراتي كه جون دارن و زنده هستن...اونها زنده ان چون بايد به هدفي برسن.هدف اونها سعادتمند كردن انسانه!باور كن!
دنيا به خاطر تو زنده است و هر امري به اين خاطره كه تو خوش بخت بشي
اين حرف من نيست...خدا در جاي جاي قران مبين به اين مسيله اشاره كرده كه دنيا را با تمام نعمت هايش براي اسايش انسان خلق كرديم...
چرا فكر ميكني سعادت يعني پيش رفتن دنيا همونجوري كه تو مي خواي؟!
اين اشتباه بزرگيه..وتو با علم خودت ارزو ميكني و دست به عمل ميزني و الله
با علم خودش امور رو كنترل مي كنه علمي كه تمام علوم رو در بر ميگيره
اگر دنيا مطابق خواسته هاي ما دقيقا پيش مي رفت هرج و مرجي در دنيا بوجود مي اومد كه ويرانگر بود و اولين كسي كه به درگاه خدا شكايت مي كرد و اونو بي كفايت مي خوند تو بودي!
به ايزد يگانه و سراسر خيرو نيكي اعتماد كن........اين يه معامله است...
معامله اي كه به قول الله بدون زيان و سرشار از سوده.....ما كه عادت داريم
همه چيزو تجربه مي كنيم بيا براي يكبار هم كه شده به خالق بي نيازمون
اعتماد كامل كنيم .ايا اين حق خدا نيست؟!
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387
نظر یادتون نره
شب و انكه هست از شفق سير من شب است و سياه است و شبگير من
جهان مثل خوابي عميق است و من نه انكس كه خوابيده تعبير من
در اين گوي و ميدان نه پيروز من كه بازيچه ي دست تقدير من
همه رو به شادابي اند و نشا ط ولي انكه بي خود شده پير من
جهان مثل زندان سياه است و من نه محبوس زندان كه زنجير من
زمان ميرود ماندم اينجا به جا بدون كمي حس تغيير من
خود دردم و پر ز زجرم ولي در اين روز و شب هاي دلگير من....
شدم مرهم درد بي غصه ها شدم سحر و جادوي اكسير من!
سعادت پريد و جهان شد كمان به دست همه هفت و يك تير من
دگر خسته ام اي جهان!زود باش! كه من دشمنم...زود تو! دير من!
سياهي ؟ سفيدم ! بيا تا نبرد كه تو در غلافي و شمشير من
رها كن مرا اي شب بدسرشت! كه در تو شدم مست و درگير من
تو هم مثل دنيا چو خوابي و من نه انكس كه خوابيده تعبير من...
- مهديه عليشاهي-
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387
یدتون مبارک
قربون امام حسن برم كه مهربون بود و من عاشق مهربوني هاشم...............
براي منم دعا كنيد
عيدتون مبارك..........![]()
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387
به ایمانمان قسم.........
به ايمانمان قسم!
نشسته كنج هر خانه شياطيني كه بيمارند
شياطيني كه از ايمان ورب ونور بيزارند
من وتو كنج كاشانه سراسر مرگ ايمانيم
اسير دست شيطانيم وخود هرگز نميدانيم!
به يمن كفروبدديني همه دين ها كفن پوشند
كتاباني مقدس خط دراين دنيا فراموشند
منادي جهان صلح به برده تيز مي خند د
تمام فكرو هوشش را به مكرو حيله مي بندد
دراين دنياكه خاموش است صداي قلب توبامن
چه محكم اعتمادي هست به مهرو اشك اهريمن!
صداي شيون و اهي كه غم بر غصه مي افزود
به دقت گوش مي دادم صداي شيون من بود
من وتو گم شديم اينجا ميان دست اين شيطان
ميان درد و رنج و خون و بمباران
من وتو كشته ايم ادم شدن را در دل خانه
چه نازي مي كنيم با اين سياه ابليس دردانه!
اگر دنيا سراسر بي كسي و خون وبي شرميست
نگو با چشم اشك الود:مقصركيست؟مقصركيست؟
مقصر جز من وتو ديگري هم بودو ما بوديم
من وتو با سكوت خود به خون ها دست الوديم
صداي ضجه ي يك كودك تنها دل مارا نمي لرزاند
وجود بي كسي اين همه ادم چرا ما را نميگرياند؟!
من و تو در دل خانه پذيراي شياطينيم
اگرچه گفتنش سخت است...سراسر مرگ ايمانيم...
مهديه.ع
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387
سلام عزيزانم........
خوش اومدين....به نام خداي زيبا بخوان
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387
حرف من و خدا.......
بشوريد از تنم چرك گناهو ببندين دست شيطون سياهو
ندارم از حقيقت ترس وباكي بريزين روي دستم اب پاكي
بگين ديگه خدا خشمش زياده بگين وقت زيادي بم نداده
خدايي كه نشون مي دادي راتو هدر كردم تموم مهلتاتو..
نمونده فرصتي تازه...ميدونم نميخوام حتي يك لحظه بمونم
توو اين دنيا زيادي جرم كردم زيادي حرمتو بي حرم كردم
گلوم تا خرخره گير گناهه دل منفور من بي سر پناهه
يه در بودواونم بستن چه چاره؟! همش تقصير من بودش دوباره
مني كه با خدام عهدي مي بستم هزاران مرتبه توبه شكستم
دوباره توبه مي كردم كه اينبار نميشه اين شكستن توبه تكرار
تموم عمر من اينجوري طي شد شبام صرف سرود هاي وهي شد
حالااينجا رسيدم به ته خط شده راه تماسم با خدا قط...
ديگه مهرش پناه قلب من نيست ديگه وقتي براي خوب شدن نيست
تموم لحظه هامو پوچ كردم به سختي از بهشتم كوچ كردم
شدم راهي به سوي دوزخم..اه! شدم يك دوزخي با جرم هرگاه
خدامو روز وشب نابود كردم خدا رو مي سوزوندم..دود كردم
خدامو از كارام انداختمش دور شدم يك بنده ي عاصي وناجور
با ابروهاي اخمو با چش خيس نشستم روي تاج وتخت ابليس
شدم سرباز يكه تاز شيطون توو بتخونه نشستم با دل خون
دلم پيش گلا وتن به مرداب... اسير بند شب...توو فكر افتاب!
خدارو كمكمك گاهي مي ديدم يه وقتايي صدايي مي شنيدم...
بهم ميگفت:بيا اي نور ديده بيا اينجا!كسي زجرت نمي ده
تواونجاداري پرپرميشي خوبم بيا اينجا كه برتر ميشي خوبم...
ولي من دستشو هي رد ميكردم ميگفتم:رب من!دورت بگردم!
توو عرش تو اگه من پا بذارم بوي گند جهنم رو ميارم..
تووعرش توفرشته هست وحوري چه جوري من بيام اونجا؟چه جوري؟
بيام اونجا نميگن ظلم كردي؟! نميگن بم برو كه برنگردي؟!
نميگن اي خدا عدلت كجارفت؟! جداعدلت...قسم هاتم جدا رفت؟!
نه رب خوب من..نه!اينجا جامه صداي لعنتاشون همصدامه
برو اونجا كه حق دارن تو باشي.... تو باشي و يه ريز خوبي بپاشي
خداي خوب من اهي كشيدو.. دل از اميد برگشتم بريدو..
دم اخر بهم گفت:نور ديده! بياي پيشم كسي زجرت نمي ده
اگه من عادلم فضلم زياده كسي هم به خودش جرات نداده.......
بياره روي حرفم حرف ديگه كجاست اونكه به بندام طعنه ميگه؟!
تووعرش من توامني بنده ي من نذار ديرشه بيادش وقت مردن...
نذار اون روزبياد اون روزتيره كه اون روز دير دير دير ديره...
بهم خنديدو گفت من حاضرهستم اگه روزي دلي از تو شكستم...
بهت هديه كنم يه سرپناهو بشورم از تنت چرك گناهو
بريزم روي دستت اب پاكي بگم از اين دقيقه پاك پاكي....
بگم ديگه خدا فضلش زياده كي ميگه فرصت تازه نداده؟!
اگرچه پوچ كردي مهلتامو بيا..اين مال تو!يك فرصت نو
بيا اينجا بيا اي نورديده... كه اينجا هيچكسي زجرت نمي ده
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387
سخن ناب.........
هرگز نگوييد خدا در دل من است.....هميشه بگوييد من در دل خدايم
جبرا-خليل-جبرا
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387
سلام!
سلام به همه ي شما!
سلام به شما!
سلام به تو...بنده ي بي نظير خدا............
تو فوق العاده اي!نه به اين خاطر كه پاكي نه!چون تو هم مثل
من جداي از اشتباه و گناه نيستي..........
بي نظيري.نه به اين خاطر كه مخلوقي نو باشي نه!چون تو هم مثل من بشري!يك بشر دو پا و پر دردسر!.....
تو محشري!چون تو هم مثل من صاحب فوق العاده ترين...بي نظيرترين و محشرترين جواهر دنيايي........
تو هم مثل من خدا را داري.............



">