سه شنبه بیستم اسفند 1387
عیدتون مبارک!
صداش رو مي شنوم...داره مياد! مثل هميشه با يه سبد پر از گل و مهمون! آخه كه چقدر دلم براي مادربزرگم تنگ شده! واااي! دختر دائي ام... بايد كلي بزرگ شده باشه! يك سال از نديدن همشون مي گذره!...بهار كه مياد تازه يادمون مي افته فاميلي هم داريم..كساني رو داريم كه بايد سال به سال ازشون يه احوالي پرسيد...شما هم صداش رو مي شنويد؟! دل شما هم تنگ شده ،آره؟!...سال جديد كه از راه مي رسه لباس هامون نو مي شه..خوشگل تر از بقيه ي روزها ميشيم..مهربون تر ميشيم..به ديدن همديگه مي ريم..به هم عيدي مي ديم...روي لب هامون حتي اگه زوركي لبخند نشسته...وقتي اين ها رو مي بينم آرزو مي كنم كاش همه ي روزهامون نوروز بود!...اداره ها مشغول حساب كتاب يكسال فعاليتشون ميشن...اضافه كاري پشت سر هم! تمام مسائل فراموش نشده به ياد اورده ميشه...حتي اگه دقت كرده باشي مي بيني خود تو هم آخر هاي سال به يك سالي كه گذشت فكر مي كني...موقعيت هائي كه به سادگي از دست دادي رو به ياد مي ایي و طبق معمول تعداد آه هائي كه مي كشي بيشتر از لبخندهاي رضايتته...من كه تصميم گرفتم به ياري خدا سال جديدم رو با انرژي هاي مثبت شروع كنم! مي خوام آدم باشم...مي خوام به خودم قول بدم تا مي تونم غيبت نكنم و هرگز بدخواه كسي نباشم...لحظه ي تحويل سال مي خوام براي همه دعا كنم و مثل قهرمان هاي بزرگ تموم كساني رو كه بهم بدي كردن ببخشم...دلم مي خواد سال جديد سال پر بركتي باشه پس طبق اون ضرب المثل معروف مي خوام حركت كنم!...سال جديد سال آشتي من با كل دنياست...حتي با بي معرفت ها! حتي با دشمن ها!...سال جديد من سالي پيوند من با خداي مهربونه...سال خوندن قرآن و درس گرفتن از اونه...مي خوام در سال جديد به خونواده ام 14 تا گل اضافه كنم...14 تا معصوم! مي خوام صاحب بزرگترين خونه ي دنيا بشم: زمين! ويه عالمه خواهر و برادر داشته باشم..مي خوام به خودم قول بدم تا مي تونم بگم:« شكر »...مي خوام راضي باشم مثل امام رضا!...تصميم دارم هرروز رو عيد كنم و به همه عيدي بدم...لازم نيست حتما جيب هام پر باشه..من مي تونم هر روز با لبخندم مردم دنيا رو مهمون كنم!...مي خوام به اين حرف امام حسن حسابي گوش بدم: اندوه روزي را كه هنوز نيامده بر روزي كه در آن هستي تحميل نكن... واااي! كه چقدر دلم مي خواد عمو نوروز بياد! دلم واسه عيد تنگ شده! واسه سال جديد! چه سال معركه اي مي شه، مگه نه؟!...
اميدوارم همه ي ما آدم هاي فوق العاده اي در يك سال معركه باشيم!
دوستان خوب و همراهان مهربونم! اميد دارم من رو حلال كنيد و من رو با يك دعاي زيبا تا ابد مديون خودتون كنيد...راهي نورم! دارم مي رم شلمچه!...مي خوام روي همون خاك ها مهديه رو جا بذارم...مي خوام از نو متولد بشم...براي همتون دعا خواهم كرد پس دعام كنيد!...من كربلا نرفتم اما امام رضا وقتي از شلچه رد مي شد ايستاد و گفت: روزي اينجا كربلاي دوم ميشه...شايدد اين سفر راهي بشه براي پابوسي امام حسين...هرچي هست جاي مقدسيه و وجود كثيفم رو مي خوام جا بذارم و بيام...در اين ايام اگه نيومدم دلگير نشيد! به محض برگشتنم باز هم ميام خدمتتون و باز هم از سرزدن بهتون خوشحال ميشم...
خدايا! سال 88 رو سال ظهور منجي عالم، مهدي موعود قرار بده!
التماس دعا...



">